أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

216

قانون ( فارسى )

9 - در سبب بيمارى كبد شايد سراسر بدن سهم داشته باشد ؛ چنان كه در حالت تب رخ مىدهد . ممكن است بيمارى كبد از اثر سوء مزاج نباشد ، بلكه ورم خونى يا باد سرخ . يا سفتى و سختى ، يا سرطان يا سستى گوشت يا قرحه ، يا ترك و دريدگى و يا عفونت ، كبد را مبتلا كرده است . ممكن است كبد به كلى مبتلا به بيمارى شود كه نيروهاى چهارگانه‌اش نيز به بيمارى گرفتار آيند . امكان دارد ناتوانى كبد همهء كبد را در بر نگيرد ، بلكه برخى از نيروهايش به ناتوانى گرايند و ضعيف گردند . در اكثر حالات نيروى جاذبه و هضم‌كنندهء كبد از سردمزاجى ناتوان مىشوند . نيروى گيرنده و نگه‌دارندهء غذا در كبد از اثر رطوبت مزاج كبد ناتوان گردد . نيروى دفع‌كننده در كبد از خشك‌مزاجى كبد توان خود را از دست مىدهد . نشانيهاى كبد بيمار 1 - رنگ رخساره . كسى كه كبدش بيمار است اكثرا رنگ رخسارش مخلوطى از زردى و سپيدى است . گاهى امكان دارد كه رنگ چهره مايل به سبزرنگى و سياه مايل به زرد باشد . چنان كه اينها را در بحث از دليل مزاجهاى كبد ذكر كرديم . اگر كسى را مىبينى كه رنگ رخساره‌اش در منتهاى سلامت و كاملا طبيعى است بدان كه كبدش سلامت و سرحال است . طبيبى كه در كار خود داراى تجربه است ، بدون چون‌وچرا از رنگ رخسار ، بيمار كبد و بيمار معده را مىشناسد و نيازى به دلايل ديگر ندارد . اين رنگ گزارش‌گر كه خبر از بيمارى كبد بدهد هنوز چنان نامى ندارد كه اسم با مسمّى مطابقت كند . يعنى چنان كه بايد و شايد نامگذارى نشده است . 2 - مدفوع و بول . هرگاه بول و مدفوع شبيه آبى بودند كه در آن گوشت شسته شده ، اكثرا دليل آن است كه كبد از عهدهء تصفيهء خون به خوبى برنمىآيد و ياراى آن را ندارد كه كيلوس بىآلايش را جدا سازد و آب را كاملا از خون بگيرد . پس در اين صورت كبد را بايد ناتوان دانست . اين خونابه در مرحله‌هاى اخير به چندين گونه درمىآيد : در دارندگان سوء مزاج گرم ، خونابه چركالود مىشود ، بعدا به دردى و خون سوخته شبيه مىگردد ، و قبل از آنكه اين اسهال خونابه‌اى شروع كند ، صفراى خالص از شكم روان مىشود . همين مادهء اسهالى خونابه‌اى سرانجام در بيماران سوء مزاج سرد كبد مثل خون متعفن مىشود . و در هر دو حالت همراه مادهء اسهال شده چيزهايى به اشكال و اندازه‌هاى مختلف در مدفوع ديده مىشود به ويژه در حالت بيمارى سوء مزاج سرد كبد اين حالت مشهود است . اضافه بر آن كبد همچون معده به ناتوانى هضم گرفتار آيد ، و اكثر كسانى كه ناتوانى كبد دارند وقتى كه غذا را فرو مىدهند با آزارى روبرو مىشوند كه شديد نيست و سبك است و آزار تا دندهء نزديك استخوان چنبر كشيده مىشود . نشانى مزاجها را مىتوانى از دستوراتى كه ما دربارهء چگونگى شناسائى مزاج كبد بيان كرده‌ايم